فرهنگ آریان‌پور

قدغن

#۱۵۰٬۳۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

interdict

قدغن، تحریم، منع، جلوگیرى، ممنوعیت، نهى، حکم بازداشت، حکم نهى، حکم ادارى، بازداشتن، محجور کردن، نهى کردن

۲

forbiddance

قدغن، نهى، ممانعت، منع، بازداشت، جلوگیرى

۳

forbidden

(past: forbade, forbad ; past participle: forbidden) ـ قدغن کردن، منع کردن، بازداشتن، اجازه ندادن ملعون، مطرود

۴

injunction

نهى، قدغن، حکم بازداشت، دستور، اتحاد

۵

prohibition

منع، نهى، تحریم، ممانعت، قدغن، صدور حکم منع، ممنوعیت

۶

barred

بسته، مسدود، ممنوع

۷

illicit

ممنوع، قاچاق، نا مشروع، مخالف مقررات

۸

illegitimate

حرامزاده، غیر مشروع، ناروا