فرهنگ آریانپور
قدغن
#۱۵۰٬۳۶۱
interdict
قدغن، تحریم، منع، جلوگیرى، ممنوعیت، نهى، حکم بازداشت، حکم نهى، حکم ادارى، بازداشتن، محجور کردن، نهى کردن
forbiddance
قدغن، نهى، ممانعت، منع، بازداشت، جلوگیرى
forbidden
(past: forbade, forbad ; past participle: forbidden) ـ قدغن کردن، منع کردن، بازداشتن، اجازه ندادن ملعون، مطرود
injunction
نهى، قدغن، حکم بازداشت، دستور، اتحاد
prohibition
منع، نهى، تحریم، ممانعت، قدغن، صدور حکم منع، ممنوعیت
barred
بسته، مسدود، ممنوع
illicit
ممنوع، قاچاق، نا مشروع، مخالف مقررات
illegitimate
حرامزاده، غیر مشروع، ناروا