فرهنگ آریان‌پور

الکلی - مشروب -

#۱۴٬۸۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

booze

مشروب الکلى، مشروبات الکلى بحد افراط نوشیدن، مست کردن

۲

swats

(اسکاتلند) آبجو تازه انگلیسى، مشروب الکلى

۳

liquor

مشروب خوردن یا خوراندن، مشروب، نوشابه، مشروب الکلى، با روغن پوشاندن، چرب کردن، مایع زدن، مشروب زدن به

۴

stimulant

محرک، مهیج، مشروب الکلى، انگیزه، انگیختگر