فرهنگ آریانپور
الکلی
#۱۴٬۸۱۶
alcoholic
الکلى، داراى الکل، معتاد بنوشیدن الکل
lush
پر آب، آبدار، شاداب، پرپشت، با شکوه، مست کردن، مشروبخوار، الکلى
hard
سخت، بسختى، مشکل، به زحمت، با درشتى خودمانی
soak
خیساندن، خیس خوردن، رسوخ کردن، به وسیله مایع اشباع شدن، غوطه دادن، در آب فرو بردن، عمل خیساندن، خیس خورى، غوطه، غوطه ورى، غسل
drunk
(past: drank ; past participle: drunk) ـ آشامیدن، نوشانیدن، آشامیدنى، نوشابه، مشروب drink
juicer
متخصص نور در تلویزیون و تئاتر، عصاره گیر
bibulous
جاذب، میگسار، باده دوست، باده نوش
drunkard
آدم مست، مى خواره، خمار
spirituous
داراى حالت روحانى، مربوط به عالم معنویات، فعال، سرزنده، داراى الکل