فرهنگ آریان‌پور

الکلی

#۱۴٬۸۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

alcoholic

الکلى، داراى الکل، معتاد بنوشیدن الکل

۲

lush

پر آب، آبدار، شاداب، پرپشت، با شکوه، مست کردن، مشروبخوار، الکلى

۳

hard

سخت، بسختى، مشکل، به زحمت، با درشتى خودمانی‌

۴

soak

خیساندن، خیس خوردن، رسوخ کردن، به وسیله مایع اشباع شدن، غوطه دادن، در آب فرو بردن، عمل خیساندن، خیس خورى، غوطه، غوطه ورى، غسل

۵

drunk

(past: drank ; past participle: drunk) ـ آشامیدن، نوشانیدن، آشامیدنى، نوشابه، مشروب drink

۶

juicer

متخصص نور در تلویزیون و تئاتر، عصاره گیر

۷

bibulous

جاذب، میگسار، باده دوست، باده نوش

۸

drunkard

آدم مست، مى خواره، خمار

۹

spirituous

داراى حالت روحانى، مربوط به عالم معنویات، فعال، سرزنده، داراى الکل