فرهنگ آریان‌پور

فوق‌ العاده (2)

#۱۴۷٬۹۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

smashing

تصادم، خردشدگى، برخورد، خرد کردن، شکست دادن، درهم شکستن، بشدت زدن، منگنه کردن، پرس کردن، ورشکست شدن، درهم کوبیدن

۲

walloping

(walloper =) ـ شلاق زدن، سخت زدن (مثل مشت زن)