فرهنگ آریان‌پور

فوق

#۱۴۷٬۹۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

top

سر، نوک، فرق، رو، قله، اوج، راس، روپوش، کروک، رویه، درجه یک فوقانى، کج کردن، سرازیر شدن، بالا، فوقانى، عالى

۲

upon

روى، بر، بر روى، فوق، بر فراز، به محض، بمجرد