فرهنگ آریان‌پور

فوریت

#۱۴۷٬۹۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

urgency

فوریت، ضرورت، نیاز شدید

۲

immediacy

بى درنگى، فوریت، بى واسطگى، بى فاصلگى، مستقیم و بى واسطه بودن، آگاهى، حضور ذهن، بدیهى، قرب جواز

۳

spontaneity

خود به خودى، ناگهانى، بى سابقگى، فوریت

۴

exigency

ایجاب، لزوم، ضرورت، اضطرار، پیشامد

۵

dispatch

اعزام کردن، اعزام، توزیع امکانات، گسیل، گسیل داشتن، گسیل کردن، اعزام داشتن، روانه کردن، فرستادن، مخابره کردن، ارسال، انجام سریع، کشتن، شتاب، پیغام immediateness