فرهنگ آریانپور
فوری و فوتی
#۱۴۷٬۹۳۸
exigent
ضرورى، مبرم، محتاج به اقدام یا کمک فورى، فشار آور، بحرانى، مصر، تحمیلى
emergent
بیرون آینده، طالع، (مجازى) برآینده، ناشى، مبرم، مضر، اثرات ناشیه، معلول
pressing
فشار دادن، مطبوعات، ماشین فشار، فشار، ازدحام، جمعیت، ماشین چاپ، مطبعه، جراید، وارد آوردن، فشردن زور دادن، ازدحام کردن، اتو زدن، دستگاه پرس، چاپ press