فرهنگ آریانپور
فوران کردن
#۱۴۷٬۹۱۲
spew
قى کردن، فوران کردن (مواد آتشفشانى)، با فشار خارج کردن، بخارج ریختن
erupt
جوانه زدن، درآمدن، درآوردن، منفجر شدن، فوران کردن، جوش درآوردن، فشاندن
spurt
کوشش ناگهانى و کوتاه، جنبش تند و ناگهانى، خروج ناگهانى، فوران، جهش، جوانه زدن، فوران کردن، جهش کردن
jet
جت، کهرباى سیاه، سنگ موسى، مهر سیاه، مرمرى، فوران، فواره، پرش آب، جریان سریع، دهنه، مانند فواره جارى کردن، بخارج پرتاب کردن، بیرون ریختن (با فشار)، پرتاب، پراندن، فواره زدن، دهانه
gush
ریزش، جریان، فوران، جوش، تراوش، روان شدن، جارى شدن، فواره زدن
eject
بیرون انداختن، دفع کردن، معزول کردن، پس زدن، بیرون راندن