فرهنگ آریان‌پور

فوران‌ کردن

#۱۴۷٬۹۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

spew

قى کردن، فوران کردن (مواد آتشفشانى)، با فشار خارج کردن، بخارج ریختن

۲

erupt

جوانه زدن، درآمدن، درآوردن، منفجر شدن، فوران کردن، جوش درآوردن، فشاندن

۳

spurt

کوشش ناگهانى و کوتاه، جنبش تند و ناگهانى، خروج ناگهانى، فوران، جهش، جوانه زدن، فوران کردن، جهش کردن

۴

jet

جت، کهرباى سیاه، سنگ موسى، مهر سیاه، مرمرى، فوران، فواره، پرش آب، جریان سریع، دهنه، مانند فواره جارى کردن، بخارج پرتاب کردن، بیرون ریختن (با فشار)، پرتاب، پراندن، فواره زدن، دهانه

۵

gush

ریزش، جریان، فوران، جوش، تراوش، روان شدن، جارى شدن، فواره زدن

۶

eject

بیرون انداختن، دفع کردن، معزول کردن، پس زدن، بیرون راندن