فوران
#۱۴۷٬۹۰۷
irruption
فوران، ایجاد ناگهانى
jet
جت، کهرباى سیاه، سنگ موسى، مهر سیاه، مرمرى، فوران، فواره، پرش آب، جریان سریع، دهنه، مانند فواره جارى کردن، بخارج پرتاب کردن، بیرون ریختن (با فشار)، پرتاب، پراندن، فواره زدن، دهانه
gush
ریزش، جریان، فوران، جوش، تراوش، روان شدن، جارى شدن، فواره زدن
spout
لوله، دهانه، شیر آب، ناودان، فواره، فوران، جوش، غلیان، پرش، جهش کردن، پریدن، فواره زدن، فوران کردن
spurt
کوشش ناگهانى و کوتاه، جنبش تند و ناگهانى، خروج ناگهانى، فوران، جهش، جوانه زدن، فوران کردن، جهش کردن
effusion
نشد، ریزش، (مجازى) اضافه، جریان به زور، تظاهر، فوران
eruption
جوش، فوران، انفجار
outburst
طغیان، ظهور، فوران، انفجار، غضب
flush
تراز، به طور ناگهانى غضبناک شدن، بهیجان آمدن، چهره گلگون کردن (در اثر احساسات و غیره)، سرخ شدن، قرمز کردن، آب را با فشار ریختن، سیفون توالت، آبریز مستراح را باز کردن (براى شستشوى آن)، تراز کردن (گاهى با up)
paroxysm
(پزشکى) گهگیرى، حمله ناگهانى مرض، تشنج