فرهنگ آریان‌پور

فهماندن - ضمنا -

#۱۴۷٬۸۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

imply

دلالت کردن، ایجاب کردن، مطلبى را رساندن، ضمنا فهماندن، دلالت ضمنى کردن بر، اشاره داشتن بر، اشاره کردن، رساندن