فرهنگ آریان‌پور

فقط

#۱۴۶٬۹۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

only

فقط، تنها، محض، بس، بیگانه، عمده، صرفاً، منحصراً، یگانه، فقط بخاطر

۲

merely

فقط، صرفاً، محضا، و بس، همین قدر

۳

solely

فقط، منحصراً، به تنهایى

۴

but

ولى، اما، لیکن، جز، مگر، به استثناى، فقط، نه تنها، به طور محض، بى، بدون

۵

just

(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم

۶

mere

دریا، آب راکد، مرداب، محض، خالى، تنها، انحصارى، فقط

۷

alone

تنها، یکتا، فقط، صرفاً، محضا

۸

barely

به طور عریان، با اشکال

۹

simply

بسادگى، واقعاً، حقیقتاً