فرهنگ آریانپور
فقط
#۱۴۶٬۹۶۶
only
فقط، تنها، محض، بس، بیگانه، عمده، صرفاً، منحصراً، یگانه، فقط بخاطر
merely
فقط، صرفاً، محضا، و بس، همین قدر
solely
فقط، منحصراً، به تنهایى
but
ولى، اما، لیکن، جز، مگر، به استثناى، فقط، نه تنها، به طور محض، بى، بدون
just
(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم
mere
دریا، آب راکد، مرداب، محض، خالى، تنها، انحصارى، فقط
alone
تنها، یکتا، فقط، صرفاً، محضا
barely
به طور عریان، با اشکال
simply
بسادگى، واقعاً، حقیقتاً