فرهنگ آریان‌پور

فعال‌ کردن

#۱۴۶٬۸۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

activate

کنش ور کردن، به فعالیت پرداختن، به کار انداختن، (معدن) تخلیص کردن (سنگ معدن)، فعال کردن

۲

waken

بیدار کردن، بیدار شدن، بیدارى کشیدن