فرهنگ آریانپور
فعال شدن
#۱۴۶٬۸۱۵
activation
فعال سازى، فعال شدن، کنش ورى، کنش ور سازى، ایجاد فعالیت، به کار و ادارى، (معدن) تخلیص
stir
جنبش، حرکت، فعالیت، جم خوردن، تکان دادن، به جنبش درآوردن، حرکت دادن، به هم زدن، به جوش آوردن، تحریک کردن یا شدن
wake
(past: waked, woke ; past participle: waked, woken) ـ بیدارى، شب زنده دارى، شب نشینى، احیاء، شب زنده دارى کردن، از خواب بیدار کردن، رد پا، دنباله کشتى
waken
بیدار کردن، بیدار شدن، بیدارى کشیدن
bestir
جنباندن، به حرکت در آوردن، تحریک کردن