فرهنگ آریان‌پور

فضولانه

#۱۴۶٬۷۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

intrusive

فضول، فضولانه، سرزده (آینده)، ناخوانده (وارد شونده)، به زور داخل شونده، فرو رونده

۲

officious

فضول، مداخله کن، فضولانه، ناخواسته

۳

officiously

فضول، مداخله کن، فضولانه، ناخواسته

۴

meddlesomely

فضول، مداخله گر

۵

inquisitorial

وابسته به رسیدگى، مبنى بر بازجویى زیاد، مقرون به سختگیرى در پرسش