فرهنگ آریان‌پور

فضولات

#۱۴۶٬۷۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

excreta

فضولات، مدفوعات

۲

garble

ضایعات، فضولات، تحریف، تحریف کردن، الک کردن

۳

refuse

سرباز زدن، رد کردن، نپذیرفتن، قبول نکردن، مضایقه تفاله کردن، فضولات، آشغال، آدم بیکاره

۴

rejcet

وازدن، نپذیرفتن، نپسندیدن، رد کردن، امتناع کردن از، دور انداختن، مازاد، مطرود، وازده، (در جمع) فضولات

۵

garbage

روده، فضولات، آشغال خاکروبه، زباله، آشغال

۶

waste

هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف

۷

sludge

لجن، لاى، پوسته یخ، جاى کثیف و لجن آلود، آدم شلخته، لجن مال شدن، کثیف شدن

۸

evacuation

تخلیه، تهى سازى، برون برى