فرهنگ آریانپور
فضول
#۱۴۶٬۷۶۳
pryer
فضول، مداخله گر
busybody
فضول، آدم فضول، نخود همه آش، پرکارى، اشتغال
tamperer
فضول، مداخله کننده
intrusive
فضول، فضولانه، سرزده (آینده)، ناخوانده (وارد شونده)، به زور داخل شونده، فرو رونده
officious
فضول، مداخله کن، فضولانه، ناخواسته
pry
با دقت نگاه کردن، کاوش کردن، فضولانه نگاه کردن، با دیلم یا اهرم بلند کردن، اهرم، دیلم، کنجکاوى، فضولى، فضول
nosy
(nosey =) ـ داراى شامه تیز، فضول
blab
فضولى کردن، وراجى کردن، گستاخى کردن، فاش و ابراز کردن، فضول
nosey
(nosy =) ـ داراى شامه تیز، فضول
prier
(pryer =) ـ آدم کنجکاو، فضول
voyeur
نگاه کننده، فضول، اطفا کننده شهوت با نگاه
blabber
حرف مفت زن، فضول، وراج
obtrusive
(obtruder =) ـ مزاحم، فضول
inquisitive
کنجاو، فضول، پى جو
glaring
درخشندگى زیاد، روشنایى زننده، تابش خیره کننده، تشعشع، خیره نگاه کردن
curious
کنجکاو، نادر، غریب