فرهنگ آریان‌پور

فضول

#۱۴۶٬۷۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

pryer

فضول، مداخله گر

۲

busybody

فضول، آدم فضول، نخود همه آش، پرکارى، اشتغال

۳

tamperer

فضول، مداخله کننده

۴

intrusive

فضول، فضولانه، سرزده (آینده)، ناخوانده (وارد شونده)، به زور داخل شونده، فرو رونده

۵

officious

فضول، مداخله کن، فضولانه، ناخواسته

۶

pry

با دقت نگاه کردن، کاوش کردن، فضولانه نگاه کردن، با دیلم یا اهرم بلند کردن، اهرم، دیلم، کنجکاوى، فضولى، فضول

۷

nosy

(nosey =) ـ داراى شامه تیز، فضول

۸

blab

فضولى کردن، وراجى کردن، گستاخى کردن، فاش و ابراز کردن، فضول

۹

nosey

(nosy =) ـ داراى شامه تیز، فضول

۱۰

prier

(pryer =) ـ آدم کنجکاو، فضول

۱۱

voyeur

نگاه کننده، فضول، اطفا کننده شهوت با نگاه

۱۲

blabber

حرف مفت زن، فضول، وراج

۱۳

obtrusive

(obtruder =) ـ مزاحم، فضول

۱۴

inquisitive

کنجاو، فضول، پى جو

۱۵

glaring

درخشندگى زیاد، روشنایى زننده، تابش خیره کننده، تشعشع، خیره نگاه کردن

۱۶

curious

کنجکاو، نادر، غریب