فرهنگ آریان‌پور

فضله

#۱۴۶٬۷۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

excrement

نجاست، مدفوع، پس مانده، فضله، زوائد

۲

feces

مدفوع انسان و حیوان

۳

dropping

افت، سقوط، ژیگ، قطره، چکه، نقل، آب نبات، از قلم انداختن، افتادن، چکیدن، رها کردن، انداختن، قطع مراوده drop