فرهنگ آریان‌پور

فشار - تحت -

#۱۴۶٬۴۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

beneath

زیر، پایین، در زیر، از زیر، پایین تر از، روى خاک، کوچکتر، پست تر، زیرین، پائینى، پایین تر، تحتانى، تحت نفوذ، تحت فشار

۲

impacted

به هم چسبیده، با هم جوش خورده (مثل انتهاى استخوان هاى شکسته)، با هم جمع شده، کار گذاشته شده، میان چیزى گیر کرده، تحت فشار