فرهنگ آریان‌پور

فسخ‌ کردن (2)

#۱۴۶٬۴۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

quash

نقض کردن، باطل کردن، الغا کردن، با ضربه زدن، له کردن، فرو نشاندن