فرهنگ آریان‌پور

فریاد زدن

#۱۴۶٬۲۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

cry

فریاد زدن، داد زدن، گریه کردن، صدا کردن، فریاد، گریه، خروش، بانگ، بانگ زدن

۲

screamer

فریاد زدن، دادزن، نمونه بسیار خوب، آگهى درشت و جالب توجه در روزنامه، مطالب جالب توجه

۳

bawl

داد زدن، فریاد زدن، گریه (با صداى بلند)

۴

hoot

دادزدن، فریاد زدن، جیغ کشیدن، هو کردن، بوق زدن، صداى جغد (اسکاتلند و شمال انگلیس) فریاد اعتراض و بى صبرى مثل عجب و واه و غیره

۵

howl

زوزه کشیدن، فریاد زدن، عزادارى کردن

۶

shout

فریاد، داد، جیغ، فغان، فریاد زدن، جیغ زدن، داد زدن

۷

emit

ساتع کردن، بیرون دادن، خارج کردن، بیرون ریختن، انتشار نور منتشر کردن

۸

call

فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى