فرهنگ آریان‌پور

فریاد

#۱۴۶٬۱۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

cry

فریاد زدن، داد زدن، گریه کردن، صدا کردن، فریاد، گریه، خروش، بانگ، بانگ زدن

۲

shout

فریاد، داد، جیغ، فغان، فریاد زدن، جیغ زدن، داد زدن

۳

holler

فریاد خوشحالى، صداى مخصوص هر حیوان (مثل صداى قورباغه)، فریاد کردن، سر و صدا راه انداختن

۴

outcry

فریاد، داد، غریو، حراج، مزایده، بیداد

۵

exclamation

فریاد، بانگ، علامت تعجب، حرف ندا

۶

call

فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى

۷

fret

اذیت، اخم، ترشرویى، تحریک، تهییج، هیجان، بى حوصلگى، جیغ، فریاد، داراى نقشه هاى پیچ در پیچ کردن، جور به جور کردن، گلابتون دوزى کردن، اخم کردن، پوست را بردن، کج خلقى کردن، سائیده شدن، هایهو کردن، جویدن، مجروح کردن، رنگ آمیزى کردن

۸

mewl

ناله کردن، میومیو کردن، نق زدن، ناله، میومیو، فریاد، نق

۹

greet

(lament، weep =) ـ گریه، داد، فریاد، سلام، درود، برخورد، تلافى، درود گفتن، تبریک گفتن، تاسف، تاثر

۱۰

shriek

جیغ زدن (مثل بعضى از پرندگان)، فریاد دلخراش زدن، جیغ، فریاد

۱۱

squawk

جیغ ناگهانى زدن، اعتراض کردن، غرولند کردن، صداى اردک درآوردن، قدقد کردن، جیغ، فریاد

۱۲

squeal

جیغ ممتد، جیغ، داد، دعوا، نزاع، فریاد، جیغ کشیدن (مثل خوک)، فاش کردن

۱۳

calling

فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى call

۱۴

donnybrook

جنجال، فریاد، پر سر و صدا، هیاهو

۱۵

rodomontade

(rhodomontade =) ـ گزاف گویى، فریاد، لاف زنى، گزاف، بیهوده، لاف زدن، گزافه گویى کردن

۱۶

rhodomontade

(rodomontade =) ـ گزاف گویى، فریاد، لاف زنى