فریاد
#۱۴۶٬۱۹۱
cry
فریاد زدن، داد زدن، گریه کردن، صدا کردن، فریاد، گریه، خروش، بانگ، بانگ زدن
shout
فریاد، داد، جیغ، فغان، فریاد زدن، جیغ زدن، داد زدن
holler
فریاد خوشحالى، صداى مخصوص هر حیوان (مثل صداى قورباغه)، فریاد کردن، سر و صدا راه انداختن
outcry
فریاد، داد، غریو، حراج، مزایده، بیداد
exclamation
فریاد، بانگ، علامت تعجب، حرف ندا
call
فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى
fret
اذیت، اخم، ترشرویى، تحریک، تهییج، هیجان، بى حوصلگى، جیغ، فریاد، داراى نقشه هاى پیچ در پیچ کردن، جور به جور کردن، گلابتون دوزى کردن، اخم کردن، پوست را بردن، کج خلقى کردن، سائیده شدن، هایهو کردن، جویدن، مجروح کردن، رنگ آمیزى کردن
mewl
ناله کردن، میومیو کردن، نق زدن، ناله، میومیو، فریاد، نق
greet
(lament، weep =) ـ گریه، داد، فریاد، سلام، درود، برخورد، تلافى، درود گفتن، تبریک گفتن، تاسف، تاثر
shriek
جیغ زدن (مثل بعضى از پرندگان)، فریاد دلخراش زدن، جیغ، فریاد
squawk
جیغ ناگهانى زدن، اعتراض کردن، غرولند کردن، صداى اردک درآوردن، قدقد کردن، جیغ، فریاد
squeal
جیغ ممتد، جیغ، داد، دعوا، نزاع، فریاد، جیغ کشیدن (مثل خوک)، فاش کردن
calling
فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى call
donnybrook
جنجال، فریاد، پر سر و صدا، هیاهو
rodomontade
(rhodomontade =) ـ گزاف گویى، فریاد، لاف زنى، گزاف، بیهوده، لاف زدن، گزافه گویى کردن
rhodomontade
(rodomontade =) ـ گزاف گویى، فریاد، لاف زنى