فرهنگ آریان‌پور

فرهیخته

#۱۴۵٬۵۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

suave

فهمیده و با ادب، نرم، ملایم، مودب، خوش خوراک، شیک

۲

polite

با ادب، با نزاکت، مبادى آداب

۳

educated

فرهیختن، تربیت کردن، دانش آموختن، تعلیم دادن elevated

۴

cultured

پرورده، تربیت شده، مهذب، تحصیل کرده

۵

finished

به پایان رسانیدن، تمام کردن، رنگ و روغن زدن، تمام شدن، پرداخت رنگ و روغن، دست کارى تکمیلى، پایان، پرداخت کار

۶

graduate

درجه گرفتن (ازدانشکده یا دانشگاه)، فارض التحصیل شدن، صاحب درجه

۷

sophisticated

خبره و ماهر، مشگل و پیچیده، درسطح بالا، مصنوعى، غیر طبیعى، تصنعى، سوفسطایى wellbred