فرهنگ آریان‌پور

فرومایه

#۱۴۶٬۱۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

lowborn

فرومایه، بد اصل، بد گوهر، پست

۲

base

پایه، مبنا، پایگاه، ته، زمینه، اساس، بنیاد، ته ستون، تکیه گاه، فرومایه، (موسیقى) صداى بم، بنیان نهادن، مبنا قرار دادن، پست، شالوده

۳

vile

پست، فرومایه، فاسد، بداخلاق، شرم آور، زننده

۴

knave

رند، آدم رذل، فرومایه، پست و حقیر

۵

abject

پست، فرومایه، سرافکنده، مطرود، روى برتافتن، خوار، پست کردن، کوچک کردن، تحقیر کردن

۶

brassy

برنج مانند، برنجین، (مجازى) بى شرم، پررو، نابخرد، بى تدبیر، پست، فرومایه، بدل، قلب، به رنگ برنج

۷

ignoble

ناکس، فرومایه، پست، بد گوهر، ناجنس، نا اصل

۸

lowbred

بى تربیت، پست، فرومایه

۹

lowerclassman

شخصى که از طبقه پایین است، پست، فرومایه

۱۰

low level

پست، فرومایه، مقام پست و کوچک، در سطح پایین

۱۱

low

خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست

۱۲

scum

تفاله، پس مانده، کف، طبقه وازده اجتماع، درده گرفتن عامیانه‌

۱۳

cheap

ارزان، جنس پست، کم ارزش، پست cheap lowdown lowlife