فرهنگ آریانپور
فرجه
#۱۴۴٬۷۸۷
start
شروع، آغاز، آغازیدن، دایر کردن، عازم شدن، شروع کردن، عزیمت کردن، از جا پریدن، رم کردن، مبداء، مقدمه، ابتدا، فرصت، فرجه
respite
مهلت، فرجه، امان، استراحت، تمدید مدت، رخصت، فرجه دادن
deadline
ضرب العجل، فرجه
interval
فاصله، مدت، فرجه، ایست، وقفه، فترت، خلال
interspace
فاصله دار کردن، فاصله، مدت، فرجه، فاصله بین دو چیز
odds
نابرابرى، فرق، احتمال و وقوع، تمایل به یک سو، احتمالات، شانس، عدم توافق، مغایرت
grace
توفیق، فیض، تائید، مرحمت، براز، زیبایى، خوبى، خوش اندامى، ظرافت، فریبندگى، دعاى فیض و برکت (قبل یا بعد از غذا)، خوش نیتى، بخشایندگى، بخشش، بخت، اقبال، قرعه، جذابیت، افسونگرى، مورد لطف قرار دادن، آراستن، زینت بخشیدن، فیض الهى بخشیدن، تشویق کردن، لذت بخشیدن، مشعوف ساختن grace head start