فرهنگ آریان‌پور

فروکشند

#۱۴۶٬۱۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

ebb

جزر، فروکش، فرونشینى، (مجازى) زوال، فروکش کردن، افول کردن ebb tide

۲

low tide

جزر و مد خفیف، جزر فرو کشنده، کمترین حد