فرهنگ آریان‌پور

فروکش کردن

#۱۴۶٬۱۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

abate

فروکش کردن، کاستن، تخفیف دادن، رفع نمودن، کم شدن، آب گرفتن از (فلز)، خیساندن (چرم)، (حقوق) غصب یا تصرف عدوانى، به زور تصرف کردن، کاهش، تنزل، فرونشستن

۲

ebb

جزر، فروکش، فرونشینى، (مجازى) زوال، فروکش کردن، افول کردن

۳

reflow

جزر، فروکشى، فرونشینى، پایین رفتن، فروکش کردن، جریان مجدد

۴

subside

(در د و غیره) واگذاشتن، نشست کردن، فرو نشستن، فروکش کردن

۵

lower

(moo =) ـ پست، کوتاه، دون، فرومایه، پایین، آهسته، پست و مبتذل، سر به زیر، فروتن، افتاده، کم، اندک، خفیف، مشتعل شدن، زبانه کشیدن، صداى گاو، مع مع کردن low