فرهنگ آریان‌پور

فروکش

#۱۴۶٬۱۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

deflation

فروکش، تقلیل قیمتها

۲

ebb

جزر، فروکش، فرونشینى، (مجازى) زوال، فروکش کردن، افول کردن

۳

lysis

سقوط و زوال تدریجى مرض (مانند تب)، فروکش، زوال و فساد سلول و غیره، تحلیل، کافتن

۴

abatement

کاهش، تخفیف، فروکش، جلوگیرى، غصب

۵

subsidence

فرونشست، فروکش، نشست، فرونشینى، فروکشى، تخفیف درد و غیره

۶

appeasement

تسکین، فروکش، دلجویى، فرو نشانى

۷

let up

انقطاع، فروکش، مکث، کند کردن، مکث کردن، خفیف شدن