فرهنگ آریانپور
فروکش
#۱۴۶٬۱۱۳
deflation
فروکش، تقلیل قیمتها
ebb
جزر، فروکش، فرونشینى، (مجازى) زوال، فروکش کردن، افول کردن
lysis
سقوط و زوال تدریجى مرض (مانند تب)، فروکش، زوال و فساد سلول و غیره، تحلیل، کافتن
abatement
کاهش، تخفیف، فروکش، جلوگیرى، غصب
subsidence
فرونشست، فروکش، نشست، فرونشینى، فروکشى، تخفیف درد و غیره
appeasement
تسکین، فروکش، دلجویى، فرو نشانى
let up
انقطاع، فروکش، مکث، کند کردن، مکث کردن، خفیف شدن