فرهنگ آریان‌پور

فروکردن محکم در جایی

#۱۴۶٬۱۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

bed

بستر، کف، رختخواب، (مجازى) طبقه، ته، باغچه، خوابیدن (در بستر)، تشکیل طبقه دادن