فرهنگ آریان‌پور

فروع

#۱۴۶٬۰۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

minutie

جزئیات، فروع minutiae

۲

fixing

کار گذاشتن، درست کردن، پابرجا کردن، نصب کردن، محکم کردن، استوار کردن، سفت کردن، جادادن، چشم دوختن به، تعیین کردن، قرار دادن، اب کسى رسیدن، تنبیه کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، مستقر شدن، گیر، حیص و بیص، تنگنا، مواد مخدره، افیون