فرهنگ آریان‌پور

فروشنده سیار

#۱۴۶٬۰۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

traveling man

فروشنده سیار

۲

traveling salesman

فروشنده سیار عامیانه‌

۳

runner

ریشه هوایى، دونده، گردنده، گشتى، افسر پلیس، فروشنده سیار، ولگرد، متصدى، ماشین چى، اداره کننده شغلى

۴

sales man

فروشنده، ویزیتور، فروشنده سیار

۵

drummer

کوس زن، طبل زن، چوبک زن، تبیره زن commercial traveler