فرهنگ آریان‌پور

فروزیدن

#۱۴۵٬۸۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

glare

درخشندگى زیاد، روشنایى زننده، تابش خیره کننده، تشعشع، خیره نگاه کردن

۲

shine

(past: shone, shined ; past participle: shone, shined) ـ تابیدن، درخشیدن، نور افشاندن، براق کردن، روشن شدن، روشنى، فروغ، تابش، درخشش