فرهنگ آریانپور
فروزان
#۱۴۵٬۸۴۳
aglow
درحال اشتعال، در حالت هیجان، تابان، مشتعل و فروزان
ablaze
سوزان، فروزان، درخشان، مشتعل، برافروخته
litten
(در شعر) روشن، فروزان، روشن شده
luminous
درخشان، شب نما، فروزان، روشنى بخش، نورانى، تابان
conflagrant
مشتعل، فروزان
glowing
تابیدن، برافروختن، تاب آمدن، قرمز شدن، در تب و تاب بودن، مشتعل بودن، نگاه سوزان کردن، تابش، تاب، برافروختگى، محبت، گرمى glow
radiant
تابناک، متشعشع، پر جلا، درخشنده، شعاعى، ساطع
shining
درخشان، تابناک
flamboyant
شعله دار، زرق و برق دار، وابسته به مکتب معمارى گوتیگ، شعله مانند