فرهنگ آریان‌پور

فرورفتگی‌ ایجاد کردن

#۱۴۵٬۸۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

indent

کنگره دار کردن، بر جسته کردن، دندانه دار کردن، تو رفتگى، سفارش (دادن)، دندانه گذارى