فرهنگ آریانپور
فرورفتگی
#۱۴۵٬۸۱۳
well
چشمه، جوهردان، دوات، به بالا فوران کردن، رو آمدن آب و مایع، درسطح آمدن و جارى شدن خوب، تندرست، سالم، راحت، بسیار خوب، به چشم، تماماً، تمام و کمال، بدون اشکال، اوه، خیلى خوب
female
جنس ماده، مونث، زنانه، جانور ماده، زن، نسوان
hollow
پوک، میان تهى، گود افتاده، گود شده، تهى، پوچ، بى حقیقت، غیر صمیمى، کاواک، خالى کردن
socket
پریز، بوشن، حفره، جا، خانه، کاسه، گوده، حدقه، جاى شمع (در شمعدان)، سرپیچ، کاسه چشم، در حدقه یا سرپیچ قرار دادن
valley
دره، وادى، میانکوه، گودى، شیار
depression
تو رفتگى، گود شدگى، فرودافت، کسادى، تنزل، افسردگى، پریشانى
indentation
کنگره دندانه، دندانه گذارى، دندانه، کنگره، تضریس