فرهنگ آریان‌پور

فرورفتگی

#۱۴۵٬۸۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

well

چشمه، جوهردان، دوات، به بالا فوران کردن، رو آمدن آب و مایع، درسطح آمدن و جارى شدن خوب، تندرست، سالم، راحت، بسیار خوب، به چشم، تماماً، تمام و کمال، بدون اشکال، اوه، خیلى خوب

۲

female

جنس ماده، مونث، زنانه، جانور ماده، زن، نسوان

۳

hollow

پوک، میان تهى، گود افتاده، گود شده، تهى، پوچ، بى حقیقت، غیر صمیمى، کاواک، خالى کردن

۴

socket

پریز، بوشن، حفره، جا، خانه، کاسه، گوده، حدقه، جاى شمع (در شمعدان)، سرپیچ، کاسه چشم، در حدقه یا سرپیچ قرار دادن

۵

valley

دره، وادى، میانکوه، گودى، شیار

۶

depression

تو رفتگى، گود شدگى، فرودافت، کسادى، تنزل، افسردگى، پریشانى

۷

indentation

کنگره دندانه، دندانه گذارى، دندانه، کنگره، تضریس