فرهنگ آریانپور
فرود امدن
#۱۴۵٬۷۵۴
perch
نشیمن گاه پرنده، چوب زیر پایى، تیر، میل، جایگاه بلند، جاى امن، نشستن، قرار گرفتن، فرود آمدن، درجاى بلند قرار دادن
shore
کنار دریا، لب (در یا)، کرانه، ساحل، بساحل رفتن، فرود آمدن، ترساندن
alight
روشن، شعله ور، سوزان، سبک کردن، راحت کردن، تخفیف دادن، روشن کردن، آتش زدن، برق زدن، پیاده شدن، فرود آمدن
descend
پایین آمدن، فرود آمدن، نزول کردن
rain
باران، بارش، بارندگى، باریدن
light
به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى
ground
(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن