فرهنگ آریانپور
فروختن
#۱۴۵٬۷۳۲
vend
فروختن، داد و ستد کردن، طوافى کردن
hawk
باز، قوش، شاهین، با باز شکار کردن، دوره گردى کردن، طوافى کردن، جار زدن و جنس فروختن، فروختن
sell
(past: sold ; past participle: sold) ـ فروش و معامله، فروختن، بفروش رفتن
market
بازار، محل داد و ستد، مرکز تجارت، فروختن، در بازار داد و ستد کردن، درمعرض فروش قرار دادن، به بازار عرضه کردن
monger
فروشنده، دلال، تاجر، بازرگان، فروختن
flog
شلاق زدن، تازیانه زدن، تنبیه کردن، انتقاد سخت کردن