فرهنگ آریان‌پور

فروتنی کردن

#۱۴۵٬۷۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

humble

زبون، فروتن، متواضع، محقر، پست، بدون ارتفاع، پست کردن، فروتنى کردن، شکسته نفسى کردن

۲

condescend

تمکین کردن، فروتنى کردن، خود را پست کردن، تواضع کردن