فرهنگ آریان‌پور

فروتنی - با

#۱۴۵٬۷۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

lowly

(moo =) ـ پست، کوتاه، دون، فرومایه، پایین، آهسته، پست و مبتذل، سر به زیر، فروتن، افتاده، کم، اندک، خفیف، مشتعل شدن، زبانه کشیدن، صداى گاو، مع مع کردن low

۲

modestly

باحیا، افتاده، فروتن، معتدل، نسبتا کم