فرهنگ آریانپور
فروتن
#۱۴۵٬۷۲۱
unassuming
فروتن، بى ادعا، افتاده، بى تصنع، بى تکلف، ساده
low
خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست
daft
آرام، فروتن، احمق
lowly
(moo =) ـ پست، کوتاه، دون، فرومایه، پایین، آهسته، پست و مبتذل، سر به زیر، فروتن، افتاده، کم، اندک، خفیف، مشتعل شدن، زبانه کشیدن، صداى گاو، مع مع کردن low
humble
زبون، فروتن، متواضع، محقر، پست، بدون ارتفاع، پست کردن، فروتنى کردن، شکسته نفسى کردن
modest
باحیا، افتاده، فروتن، معتدل، نسبتا کم
duteous
گماشت شناس، وظیفه شناس، مطیع، فروتن، حلیم
compliant
آماده انجام، قبول کننده، فروتن، تسلیم شونده
courteous
با ادب، مودب، فروتن، مودبانه
submissive
مطیع، فروتن، حلیم، خاضع، خاشع، سر به زیر
condescending
تمکین کردن، فروتنى کردن، خود را پست کردن، تواضع کردن
unpretentious
نامتظاهر، فروتن، محقر، خالى از جلال و ابهت، بى تکلف venal reverent reverential