فرهنگ آریان‌پور

فروپاشیدن

#۱۴۵٬۷۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

destroy

خراب کردن، ویران کردن، نابود ساختن، تباه کردن

۲

dissolve

آب کردن، حل کردن، گداختن، فسخ کردن، منحل کردن

۳

disintegrate

خرد کردن، تجزیه شدن، فرو ریختن، از هم پاشیدن، (مجازى) فاسد شدن، متلاشى شدن یا کردن