فرهنگ آریان‌پور

فروپاشی

#۱۴۵٬۷۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

collapse

فرو ریختن، متلاشى شدن، دچار سقوط و اضمحلال شدن، غش کردن، آوار

۲

wreckage

لاشه هواپیما یا ماشین و غیره، خرابى، اتلاف

۳

dissolution

تجزیه، حل، فساد، از هم پاشیدگى، فسخ fragmentation

۴

disintegration

از هم پاشیدگى، تجزیه