فرهنگ آریانپور
فروپاشی
#۱۴۵٬۷۱۰
collapse
فرو ریختن، متلاشى شدن، دچار سقوط و اضمحلال شدن، غش کردن، آوار
wreckage
لاشه هواپیما یا ماشین و غیره، خرابى، اتلاف
dissolution
تجزیه، حل، فساد، از هم پاشیدگى، فسخ fragmentation
disintegration
از هم پاشیدگى، تجزیه