فرهنگ آریانپور
فروبردن
#۱۴۵٬۶۹۶
sink
(past: sank, sunk ; past participle: sunk) ـ چاهک، فرو رفتن، فروبردن، دست شویى آشپزخانه، وان دستشویى، رسوخ، ته نشینى، حفره یا گودال، نزول کردن، غرق شدن، ته رفتن، نشست کردن، گود افتادن
absorb
درکشیدن، درآشامیدن، جذب کردن، فروبردن، فراگرفتن، جذب شدن (غدد)، کاملاً فروبردن، تحلیل بردن، مستغرق بودن، مجذوب شدن در
dip
شیب، غوطه دادن، تعمید دادن، غوطه ور شدن، پایین آمدن، سرازیرى، جیب بر، فرو رفتگى، غسل
aspirate
حلقى، از حلق اداء کردن، با نفس تلفظ کردن، خالى کردن، بیرون کشیدن (گاز یا بخار از ظرفى)، حرف H اول کلمه اى را به طور حلقى تلفظ کردن