فرهنگ آریانپور
فرو نشستن
#۱۴۵٬۶۷۸
sag
خم شدن، فرو نشستن، از وسط خم شدن، آویزان شدن، صعیف شدن، شکم دادن
subside
(در د و غیره) واگذاشتن، نشست کردن، فرو نشستن، فروکش کردن
abate
فروکش کردن، کاستن، تخفیف دادن، رفع نمودن، کم شدن، آب گرفتن از (فلز)، خیساندن (چرم)، (حقوق) غصب یا تصرف عدوانى، به زور تصرف کردن، کاهش، تنزل، فرونشستن
quiet
(quieten =) ـ آرام کردن، تسکین دادن، ساکت کردن، خموش، آرامش، سکون، رفاه، آرام، ساکن، خاموش، بیصدا