فرهنگ آریان‌پور

فرو کردن در ابگونه

#۱۴۵٬۶۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

immerse

فرو بردن، زیر آب کردن، پوشاندن، غوطه دادن، غسل ارتماسى دادن (براى تعمید)