فرهنگ آریان‌پور

فرو کردن با فشا

#۱۴۵٬۶۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

thrust

(past: thrust ; past participle: thrust) ـ فرو کردن، انداختن، پرتاب کردن، چپاندن، سوراخ کردن، رخنه کردن در، به زور باز کردن، نیرو، فشار موتور، نیروى پرتاب، زور، فشار