فرهنگ آریان‌پور

فرو کردن با چیز تیز

#۱۴۵٬۶۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

jab

ضربت با چیز تیز، ضربت با مشت، خرد کردن، سک زدن، سیخ زدن، خنجر زدن، سوراخ کردن

۲

spike

میخ، میله، تیر، میخ بزرگ، میخ طویله، میخ بلند کف کفش فوتبالیست هاو ورزشکاران میخ دار کردن، میخکوب کردن