فرهنگ آریان‌پور

فرو ریختن - یکباره -

#۱۴۵٬۶۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

slump

زمین باتلاقى، کاهش فعالیت، رکود، دوره رخوت، افت، ریزش، یکباره پایین آمدن یا افتادن، یکباره فرو ریختن، سقوط کردن، خمیده شدن