فرهنگ آریان‌پور

فرو رفتن

#۱۴۵٬۶۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

dive

(past: dived, dove ; past participle: dived) ـ شیرجه رفتن، غواصى کردن، (مجازى) فرو رفتن، تفحص کردن، شیرجه، (مج) غور

۲

sink

(past: sank, sunk ; past participle: sunk) ـ چاهک، فرو رفتن، فروبردن، دست شویى آشپزخانه، وان دستشویى، رسوخ، ته نشینى، حفره یا گودال، نزول کردن، غرق شدن، ته رفتن، نشست کردن، گود افتادن

۳

immerge

فرو بردن، غوطه دادن (در آب یا مایع دیگرى)، غسل ارتماسى دادن، فرو رفتن

۴

droop

افکندن، سستى، افسرده و مایوس شدن، پژمرده شدن

۵

plummet

گلوله سربى، وزنه شاقول، شاقول، ژرف پیما، سرازیر شدن، نازل شدن، سرنگون وار افتادن