فرهنگ آریان‌پور

فرو پاشیدن

#۱۴۵٬۵۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

crumble

خرد شدن، فرو ریختن

۲

collapse

فرو ریختن، متلاشى شدن، دچار سقوط و اضمحلال شدن، غش کردن، آوار