فرهنگ آریانپور
فرو بری
#۱۴۵٬۵۸۹
ingestion
در هنج، در هنگ، قورت دادن، داخل معده کردن، فرو برى
thrust
(past: thrust ; past participle: thrust) ـ فرو کردن، انداختن، پرتاب کردن، چپاندن، سوراخ کردن، رخنه کردن در، به زور باز کردن، نیرو، فشار موتور، نیروى پرتاب، زور، فشار